فراموش مکن انسان بزرگ کسی است که در سینه خود قلبی کودکانه داشته باشد!
توجه! توجه! کلمه ای درباره کمبود... محدودیت... تنگدستی بر زبان نیاورید. ایمان داشته باشید کلماتی که از دهان شما بیرون می آید در مدتی کوتاه به صورت حوادث و جریان های زندگی برایتان تجسم می یابد.
هر آنچه به هستی بدهی. هزار برابر پس می گیری. یک گل هدیه می کنی و با هزار گل گلباران می شوی. اگر واقعا در پی ثروتی... اگر می خواهی دنیای درون سرشاری داشته باشی... هنر سخاوت را بیاموز
همیشه صداهای بلند را می شنویم. پر رنگ ها را می بینیم و قشنگ ها را می خوانیم! غافل از اینکه خوب ها ساده می آیند... کم رنگ می مانند و بی صدا می روند.
همه بدبختی های انسان بابت همین دو چیز است: چون داشتن انسان را محافظه کار و ترسو می کند و خواستن آدم را بزدل و چاپلوس!
بشر آن قدر که از ترس حوادث اتفاق نیفتاده در آینده رنج برده است... از خود آن اتفاق آن قدر رنج نبرده است
فراموش مکن ما با یک دست خود مشکل می آفرینیم و با دست دیگر از میان بر میداریم!
فراموش مکن برای رسیدن به هدف باید از مرز خستگی گذشت. باید قوی تر از توان خود بود!
به یاد داشته باشیم دوست مثل معلم خصوصی است که لحظه به لحظه افکار خودش را به ما دیکته می کند. پس اول ببین چه می خواهی؟؟!! و در چه درسی ضعف داری؟؟!! آن موقع معلم خصوصی ات را در آن رشته انتخاب کن.
جبران خلیل جبران معتقد است:
هر چه اندوه ژرف تر در جان شما فرو رود... شادی بیشتری می تواند در خود نگاه دارد. مگر آن کوزه ای که امروز آب شما در آن است... همان نیست که در کوزه ی کوزه گری می سوخت؟!
این مهم را بدانیم که جوان بودن عذر موجهی برای اشتباه کردن نیست! زیرا گاه نخستین اشتباه آخرین اشتباه زندگیمان می گردد!
جوجه های کاکل زری من فصل امتحانات گوارای وجود. برای همه تون دعا کردم. امیدوارم موفق و موید باشید. راستی ناناسی های نونوچه شرمنده که جای نظر نمیذارم
... فرصت جواب دادن به comment های خوشگلتون رو ندارم
. به امید روزی که مشغله های من و شما تموم بشه!!!
این حکایت رو بخوونید... خالی از لطف نیست.
ادامه مطلب ...
هرگز فرصتی را برای شاد کردن دیگران از دست ندهید
چرا که نخست خود شما از این کار سود می برید!
حتی اگر هیچ کس نداند شما چه می کنید!
جهان پیرامون شما خشنود تر خواهد شد
و همه چیز برای شما بسیار آسان تر می شود
اشو
دویدن به دنبال لذت های جسمی و دنیایی مانند: لیسیدن عسل که روی لبه تیغ باشد. عسل شاید شیرین باشد اما زبان را به دو نیم می کند!
امشب شب آرزوهاست...
خدایا... عزیزی که این مکتوب را می خواند بر بال آرزوهایش پرواز کند... بارالها... او را دریاب در تمامی لحظات...مبادا خسته شود... بیمار شود... بیفتد و یا غم ببیند... دلش را سرشار از شادی کن و آنچه را به بهترین بندگانت می دهی به او عطا کن.